close
تبلیغات در اینترنت
نگاهی به روند شکل گيری نهضت جنگل
loading...

میرزا کوچک خان جنگلی

نویسنده: کیوان لؤلؤئی مجله: ادبیات و علوم انسانی (دانشگاه بیرجند) » تابستان 1383 - شماره 4 (18 صفحه - از 141 تا 158)   چکیده :  نهضت جنگل در گيلان به رهبری ميرزا کوچک خان يکی از نخستين و مهمترين جنبش های پارتيزاني در تاريخ معاصر ايران است. اين نهضت که هم زمان با شعله ور شدن آتش…

نگاهی به روند شکل گيری نهضت جنگل

یار میرزا بازدید : 3544 یکشنبه 23 آذر 1393 نظرات ()

نگاهی به روند شکل گيری نهضت جنگل - میرزا کوچک خان - مقاله

نویسنده: کیوان لؤلؤئی

مجله: ادبیات و علوم انسانی (دانشگاه بیرجند) » تابستان 1383 - شماره 4 (18 صفحه - از 141 تا 158)

 

چکیده : 

نهضت جنگل در گيلان به رهبری ميرزا کوچک خان يکی از نخستين و مهمترين جنبش های پارتيزاني در تاريخ معاصر ايران است. اين نهضت که هم زمان با شعله ور شدن آتش جنگ جهاني اول آغاز شد پس از هفت سال مبارزه در سال 1300 هـ.ش سرکوب شد. رقابت کشورهای روس و انگليس و تاثير آن بر اوضاع ايران، وضع تازه ای به وجود آورد و زمينه را برای يک نهضت فراگير و مردمي مهيا نمود.

ميرزا که قبلاً هم در نهضت مشروطيت و هم در جنگ گمش تپه با طرفداران محمد علي شاه تجربه خوبي به دست آورده بود اينک با شروع جنگ جهاني اول و اشغال ايران و از همه مهمتر ديدن فقر و فلاکتي که بر سر تا سر ايران حکمفرما بود احساس مسئوليت و وظيفه کرد و تفکر جنبش در ذهن وي ريشه گرفت. 

ميرزا از همان ماههاي نخستين جنگ جهاني اول درصدد عملي کردن افکار خود برآمد و به هر صورت پس از مذاکرات مفصلي که با ياران خود در تهران انجام داد قيام را در شمال آغاز کرد. اما جنبش جنگل که بر پايه احساسات آزاديخواهي و اسلام خواهي پي ريزي شده بود به علت ضعف سياسي و تکنيکي با همه درخشش اوليه به شکست انجاميد. 

واژه هاي کليدي: ميراز کوچک خان، نهضت جنگل، قيامهاي مردمي، انگليس و ايران، روسيه و ايران 


مقدمه : 

ملت ايران که پس از استقرار مشروطيت انتظار رفاه، آزادي و استقلال را داشت با مصائب و مشکلات زيادي مواجه گرديد که ناشي از حوادث و جريانات داخلي و خارجي بود. در سال هاي پاياني قرن نوزدهم ميلادي رقابت ميان قدرت هاي بزرگ که از اوايل اين قرن آغاز شده بود به اوج خود رسيد و مداخلات آنان در کشورهاي مستعمره و تحت سلطه افزايش يافت. پس از آغاز دوره صلح مسلح (1914 ـ 1870 م / 1293 ـ 1249 هـ ش / 1333 ـ 1287 هـ ق) ورود به دسته بندي هاي بين المللي و تقويت نيروي نظامي در راس برنامه هاي قدرت هاي بزرگ قرار گرفت در اوايل قرن بيستم ميلادي قرارداد 1907 م (1286 هـ ش / 1325 هـ ق) ميان روسيه و انگلستان به منظور حل اختلافات دو کشور در برخي از مناطق جهان به امضا رسيد که در مورد ايران نتيجه اين قرارداد چيزي جز تقسيم ايران نبود. مدت زمان کوتاهي بعد با بالا گرفتن اختلافات و مناقشات بين المللي و به دنبال بروز بحران هايي چند جنگ جهاني اول در سال 1914 م (1293 هـ ش / 1333 هـ ق) آغاز شد. 

در اوايل جنگ، در حالي که ايران بي طرفي خود را اعلام کرده بود بخش هايي از خاک اين سرزمين اشغال و عملاً صحنه کشاکش هاي دولت هاي متخاصم شد. در چنين وضعيتي که حکومت در ايران فقط جنبه تشريفاتي داشت و ملت به ستوه آمده بود، افرادي در گوشه و کنار مملکت پيدا شدند تا با مقابله با نفوذ بيگانه و استبداد داخلي آزادي و استقلال کشور را تأمين نمايند. اينان مي ديدند که وضع اقتصادي کشور به وخامت کامل گراييده، تسلط بيگانه نيرويي براي دولت مرکزي باقي نگذاشته، خرابي ناشي از جنگ و قطع روابط بازرگاني مردم را به فلاکت کشانده، خزانه کشور تهي شده، زمين ها کشت نگرديده، قيمت نان و ساير مايحتاج به چند برابر رسيده و قحطي، گرسنگي و شيوع بيماري ها باعث شده است که قسمت هايي از کشور به مناطق غير مسکوني مبدل گردد. تمام اين عوامل ريشه نهضت ها و قيام هايي است که از بعد از شروع جنگ جهاني اول در ايران ظاهر شد. قيام ميرزا کوچک خان در گيلان، قيام خياباني در تبريز، جنبش دشتستاني ها و تنگستاني ها در جنوب و پايداري کلنل محمد تقي پسيان در خراسان از آن جمله اند. (1) 


ميرزا کوچک خان :

يونس معروف به ميرزا کوچک در سال 1298 هـ ق (1259 هـ ش / 1880 م.) در محله ي استاد سراي رشت قدم به عرصه ي وجود نهاد. چون پدر يونس مسمي به ميرزا بزرگ بود لذا يونس از اوان طفوليت به ميرزا کوچک شهرت يافته و تا پايان عمر به نام کوچک خان يا کوچک جنگلي معروفيت يافت. (2) وي در دوران کودکي و جواني در صالح آباد رشت و مدرسه جامع و مدرسه محموديه ي تهران صرف و نحو و مقدمات علوم ديني را فرا گرفت. اما حوادث و انقلابات کشور مسير افکارش را تغيير داد و به صف مجاهدان مشروطيت پيوست. (3) 

در عهد پادشاهي مظفر الدين شاه که پادشاهي عليل و ناتوان بود و زمام امور کشور را به دست عين الدول صدر اعظم مستبد خويش سپرده بود، ظلم و ستم صدر اعظم و ديگر درباريان و وقوع حوادثي چند به گسترش نارضايتي عمومي کمک کرد. پس از آنکه در سال 1324 هـ ق (1285 هـ ش / 1906 م) علاء الدوله حاکم تهران به اشاره عين الدوله تجار و بازرگانان وارد کننده قند را به چوب بست و تعدادي از علما و مردم براي دادخواهي در حرم حضرت عبد العظيم تحصن کردند. « کوچک خان نيز در رشت به اتفاق چند نفري از رفقاء هم عقيده ي خود براي همدردي با پناهندگان و مطالبه ي حريت، شروع به تبليغات بين طلاب و اهالي رشت نمود... » او پس از مدتي در رشت عده اي از روحانيون را با خود همراه کرد و گروه « مجمع روحانيون » را تشکيل داد و « چون مسلم شده بود که براي اخذ مشروطيت علاوه بر خطابه و نطق فداکاري و قوه ي قهريه نيز لازم مي شود تدريجاً اعضا مجمع روحانيون را به مشق نظامي و پوشيدن لباس متحدالشکل جنگي ترغيب کرده و در عين حال به تدارک اسلحه پرداخت و اعضاي انجمن را مسلح نمود (4) » 

ميرزا هنگام بمباران مجلس شوراي ملي از طرف محمد علي شاه، در قفقاز بود و اقامتش در تفليس و بادکوبه تا حدي وي را به مقتضيات دنياي نوين آشنا ساخت. چندي بعد مقارن تحصن علما در سفارت عثماني، او نيز در شه بندي رشت متحصن شد و به دنبال قتل آقا بالا خان سردار افخم در واقعه مشروطيت به مجاهدين پيوست و در فتح قزوين شرکت نمود (5) و « هنگامي که هجوم به تهران لازم آمد مجدداً مرحوم کوچک خان به ماموريت جنگي اعزام و با اردوي خود از کرج تا تهران و در تهران تا تحصن محمد علي شاه به سفارت روس منتهاي دليري و جانبازي نشان داد (6) » وي در جنگ سه روز مجاهدين با قواي استبداد مامور جبهه ي قزاقخانه بود. (7) 

پس از فتح تهران و پناهنده شدن محمد علي شاه به سفارت روسيه « فاتحان پايتخت پس از خلع پدر (محمد علي شاه) فرزند خردسال او را که سلطان احمد ميرزا نام داشت و وليعهد رسمي بود به پادشاهي برداشتند و چون صغير بود عضد الملک را که از معمرين خاندان قاجاريه و ايلخاني عشيره ي مزبور بود به نيابت سلطنت برداشتند. (8) 

ميرزا کوچک خان در شورش شاهسون ها همراه يفرم خانم و سردار اسعد به کمک ستارخان شتافت. ليکن مريض شده و به تهران برگشت و با طغيان ترکمن ها که به تحريک شاه مخلوع روي داده بود دواطلب جنگ شد و به گمش تپه رفت. در يکي از جنگل ها گلوله خورد و به بادکوبه و تفليس برده شد و پس از چند ماه مداوا و معالجه مجدداً به گيلان بازگشت. برگشتنش مقارن ختم غائله محمد علي شاه در گمش تپه بود. از آنجا که به علت فعاليت هاي آزادي خواهانه اش به امر قونسول تزاري از حق اقامت در موطن محروم شده بود، به تهران آمده و بر ضد تجاوزات و بيدادگري هاي روسيه تزاري به فعاليت پرداخت. (9) 

ملک الشعراي بهار در مورد اوضاع ايران همزمان با اين تحولات مي نويسد: «... بعد از تعطيل مجلس دوم سه سال و کسري ناصر الملک (که پس از عضد الملک به نيابت سلطنت رسيده بود) زمامدار مطلق بود و با کمال خشونت با احزاب و احرار رفتار مي کرد. نفوذ روس در ايالات شمالي بي حد و روز افزون شده بود در امور داخلي مداخله مي کردند. (10) » 

ميرزا کوچک خان که از مخالفين قبول اولتيماتوم روسيه در سال 1329 هـ ق (1290 هـ ش / 1911 م) بود. پس از تعطيلي مجلس به همراه تعدادي ديگر از آزاديخواهان از تهران تبعيد شد. تبعيديان در طول مدتي که در قم اقامت داشتند با آزادي خواهان در غرب ايران رابطه برقرار کردند و دولت که از ارتباط تبعيديان با يار محمد خان در کرمانشاه مطلع شده بود دستور داد تا شبانه آنان را به تهران بياورند و در باغ شاه زنداني کنند. ميرزا و يارانش تا خاتمه قضيه سالار الدوله همچنان در زندان بودند وقتي غائله غرب خاتمه يافت ميرزا و سايرين آزاد شدند. از اين زمان تا شروع جنگ بين الملل اول ميرزا کوچک خان « با دو سه نفر از همراهان صميمي و دوستان قديمي خود بدون منابع معيشتي با کمال عسرت در تهران امرار حيات مي نمود... و پيوسته مترصد بود که براي پاره کردن قيود اجانب اقدام موثري کرده باشد و با اين فکر چهار سال روزگار بسر برد تا جنگ بين الملل اول آغاز شد (11) » 


رقابت روس و انگليس در ايران : 

تاجگذاري احمد شاه 18 ساله در 27 شعبان سال 1332 هـ ق / ژوئيه 1914 م / 1292 هـ ش باعث سقوط ناصر الملک و شادماني موقت مردم گرديد و روحيه خوش بيني را براي مدت کوتاهي در پايتخت تقويت کرد و مردم تصور مي کردند که پايان نيابت سلطنت و تشکيل مجلس سوم نويد اوضاع جديد و بهتري را مي دهد. (12) 

اما رقابت هاي کشورهاي استعمارگر در عرصه بين الملل و تأثيرات آن بر اوضاع ايران، وضع را کاملاً دگرگون کرد. هر دو دولت استعماري روسيه و انگليس اهداف و مقاصد خاص سياسي، اقتصادي و نظامي خود را در ايران دنبال مي کردند. « سياست روسيه در ايران استثمار دائمي و پايدار اين کشور بود. نزديکي جغرافيايي روسيه به ايران سياست تجاوز کارانه و غاصبانه ي روسيه را نسبت به همسايه ي ضعيف خود تسهيل مي نمود. طول مرز ايران و روس 2500 کيلومتر است که بيشتر آن مناطق زرخيز ايران در نقاط شمالي و مجاور درياي خزر مي باشد. روسيه تزاري در آن زمان شبکه هاي راه آهن در قفقاز ايجاد کرده بود. در 1883 م (1301 هـ ق / 1262 هـ ش درياي سياه با خط آهن به بحر خزر مربوط مي گرديد... ايجاد اين راه ها با نبودن طرق و شوارع، ديگر ولايات شرقي و غربي ايران را که از لحاظ ثروت طبيعي قابل ملاحظه و از نظر فرهنگي عقب مانده بود، توجه روسيه را جلب نموده و بدين ترتيب نفوذ اقتصادي و سياسي روسيه تزاري در ايران افزوده شد و به هر صورت بازرگاني ايران و روسيه رو به توسعه گذاشت. از سال 1902 م (1320 هـ ق / 1281 هـ ش) تا 1911 م (1330 هـ ق / 1290 هـ ش) تجارت ايران و روسيه تزاري دو برابر شد... کالاهاي روسي بر بازار ايران حکومت مي کرد (13) » اين مناسبات اقتصادي گسترده زمينه مداخلات سياسي و نظامي روسي را در ايران فراهم کرد و تا سال 1917 م. و بروز انقلاب اکتبر مناسبات ايران و روسيه بر اساس معاهده ترکمانچاي 1244 هـ ق (1828 م / 1207 هـ ش) استوار بود. « اين معاهده و قراردادهاي ضميمه آن از قبيل حق قضاوت کنسولي (کاپيتولاسيون) و اخذ امتيازات و اختيارات وسيع اتباع روسيه در ايران مناسباتي نظير مناسبات دول استعماري با مستعمرات و يا کشورهاي وابسته بين روسيه و ايران ايجاد کرده بود... تمام امتيازات در نقاط شمالي ايران منحصر به روسيه تزاري بود. بنا به تعهدات محرمانه دولت ايران، اعطاي امتياز در اين مناطق به دول ديگر ممنوع بود (14) ». 

روسيه براي رسيدن به اهداف توسعه طلبانه خود با رقيبي قدرتمند چون انگلستان در صحنه سياست جهاني روبرو بود که به شدت درصدد تحکيم نفوذ خود در مناطق و نواحي جنوبي ايران بود چرا که به دنبال تحولاتي که در دوره صلح مسلح (1914 ـ 1870 م) در اوضاع جهاني و روابط ميان کشورها ايجاد شد و نيز به دليل افزايش رقابت ميان کشورهاي استعمارگر براي دست يافتن به مستعمرات و مناطق تحت نفوذ جديد و تشکيل اتحاد مثلث، دو کشور استعمارگر روسيه و انگليس نيز دشمني هاي ميان خود را موقتاً کنار گذاشته و قرارداد مشهور 1907 م را منعقد نمودند. بخشي از اين قرارداد که مربوط به ايران بود کشور ما را به دومنطقه نفوذ و يک منطقه بي طرف تقسيم کرد و علاوه بر فراهم نمودن زمينه اشغال نظامي ايران توسط قواي روس و انگليس اثرات شوم و زيانباري بر کشور ما باقي گذاشت. (15) 

« سازش روس و انگليس (در جريان قرارداد 1907 م) معادل با محو استقلال ايران و برقراري حاکميت انگليس و روس در اين کشور بود. اعلام اين سازش در طبقات بيدار ايراني هيجان بزرگي به وجود آورد. ترس از قرارداد در وضع داخلي ايران آشفتگي عجيبي توليد کرد. 

هرج و مرج همه جا را فرا گرفت. دولت جديد ايران (دولت مشروطه) که به وضع مالي وخيمي دچار شده است به استقراض از دول انگليس و روس مجبور شد، و بدين ترتيب آزادي و استقلال عمل خود را از دست داد (16) » 

سرپرست سايکس در مورد اوضاع ايران در فاصله سال هاي 1907 م تا 1914 م و دخالت هاي روسيه چنين مي نويسد: « در ظرف هفت سالي که بين امضاي قرار انگليس و روس و بروز جنگ بين الملل اول فاصله بود، ايران در يک حال تشنج و بسيار بدي قرار داشت، روسيه مانند يک دولت غارتگر با ياران رفتار مي نمود و دائماً از موقع استفاده نموده و يا مواقع بحراني ايجاد مي کرد و براي دخالت خود دائما بهانه هايي مي تراشيد... » 

مولف کتاب تاريخ مختصر احزاب سياسي ايران نيز در مورد مداخلات روسيه در نواحي شمالي ايران پس از امضاي قرارداد 1907 م مي نويسد: «... دولت تزاري بعد از عقد معاهده 1907 م و تعيين مناطق نفوذ روس و انگليس در ايران تصميم گرفت که در منطقه نفوذ خويش دست به کار شود و به مداخلات مستقيم در امور داخلي ايران پردازد بعد از قيام ستارخان در تبريز به بهانه آوردن آرد و حفظ اتباع روس، سالدات وارد آذربايجان کرد و بعد از قضيه شوستر و دادن اولتيماتوم در سال 1329 هـ ق (1290 هـ ش / 1911 م) نيز قوايي به قزوين و استرآباد و خراسان وارد کرد و به تحريک مفسدين در خراسان آشوبي بر پا نمود... روس ها علاوه بر اين مفسدت ها در امور داخلي نيز مداخله مي کردند و مقدمات دست اندازي در منطقه نفوذ خود را فراهم مي آوردند... مداخلات دولت روس اميد را در قلوب حساس ترين فرد ايراني مي کشت و فقط معجزي مي توانست ايران را از شر مداخلات روسيه و از زير بار يأس و سخنان زهرآگين زُعماي بدبخت و مأيوس نجات دهد و اين معجز جنگ بين الملل اول بود (17)» 

 

رقابت قدرت هاي بزرگ، ورود به دسته بندي هاي بين المللي عليه يکديگر و بروز بحران هاي مختلف سرانجام آتش جنگ جهاني اول را شعله ور کرد و کشورهاي متخاصم تحت دو عنوان متحدين و متفقين عمليات نظامي عليه يکديگر را آغاز کردند با وجود اعلام بي طرفي ايران به دليل نبودن يک حکومت مرکزي نيرومند و نيز موقعيت استراتژيک خاص ايران کشور ما نيز صحنه رويارويي قواي متخاصم شد. «... با ورود امپراتوري عثماني جنگ به آسيا و آفريقا نيز سرايت کرد و متفقين خاصه انگليس و روسيه در جبهه آسياي غربي با نيروهاي عثماني و آلماني وارد جنگ شدند. بدين ترتيب عليرغم اعلام بي طرفي از طرف دولت ايران (نخست وزيري مستوفي الممالک) نيروهاي متحارب متفقين و متحدين قسمت عمده خاک ايران را اشغال کردند و مناطق غرب و شمال غرب و بعضي از ايالات شمالي ايران براي دول محارب جنبه استراتژيکي پيدا کرد. اين حوادث هنگامي روي داد که احمدشاه تازه تاجگذاري کرده و مجلس سوم، پس از پايان انتخابات افتتاح گرديد و شروع به کار کرد (18) » 


زمينه هاي قيام :

در گيلان نيز که چندي بعد مرکز فعاليت هاي نهضت جنگل شد اوضاع همچنان نامساعد بود و آزاديخواهان در وضعيت دشواري قرار داشتند. مولف کتاب گيلان در جنبش مشروطيت مي نويسد: «... حاکميت مطلق روس ها در گيلان با عزل نکراسف (کنسول روسيه در گيلان) پايان نيافت و همچنان تا جنگ جهاني اول ادامه داشت. در سال مزبور، که آزاديخواهان ايران در موقعيت بسيار نامساعدي به سر مي بردند نفس ها در سينه محبوس و قيد و بند قهاريت اجنبي مستولي بود، زمامداران مملکت تشريفات تاجگذاري احمد شاه را تهيه مي ديدند (19)» 

در هر حال وقوع جنگ جهاني اول اوضاع ايران را به کلي دچار دگرگوني کرد، حاکميت سياسي را در ايران به شدت متزلزل نمود و واکنش هاي مردمي را عليه اشغالگران برانگيخت. «... اشغال عملي قسمت هاي شمالي ايران توسط روسيه دشمني توده ي مردم را برانگيخته بود و انگليس ها از اتخاذ و موافقت جنگي با قوه ي شمال متحمل صدمات زيادي شده... شاه هم که جوان بود. البته ميل داشت رفتارش را خوب کند اما قادر نبود که وزراي خود را که بعضي هشتاد ساله بودند تحت کنترل درآورد. در ميان اهالي شهرها که بعد از امراء و خان ها و خان زاده ها زياد به حساب گذارده مي شوند، نسبت به ترکان (عثماني ها) در جاهاي معيني اظهار همدردي شده... در ميان ايرانيان يک بغض و عداوت همراه با خوف و ترس نسبت به روس ها وجود داشت... نواحي شمال غربي و غرب ايران از جزر و مد ارتش هاي روس و ترک صدمات و خسارات هنگفت ديد... (20) » 

بروز جنگ جهاني اول و ورود قواي متجاوز بيگانه به ايرانه فرصتي را براي آزاديخواهان و ميهن پرستان فراهم کرد تا براي استقلال کشور و مقابله با بيگانگان دست به مبارزه انقلابي بزنند. ميرزا اسماعيل جنگلي اوضاع کشور در هنگامه آغاز جنگ جهاني اول و زمينه هاي شروع قيام هاي مردمي را اين چنين تشريح مي کند: « آغاز جنگ بين الملل که در سال 1333 هـ ق (1914 م / 1293 هـ ش) بوده مصادف با تاريک ترين روزگار ايران بود. جنوب و جنوب غربي و ساير نقاط يا در تحت نفوذ انگلستان و يا اينکه دچار هرج و مرج هاي محلي و نفاق هاي ايلي بوده، فقط شهر تهران پايتخت بي مسمي تمام ايران شناخته مي شد. قواي دولتي را مختصري ژاندارم و قزاق که قسمت تحت نظر افسران روسي اداره مي شد، تشکيل مي داد. وضع اجتماعي مرکز پوشيده و طبقات پايين دستخوش نارسائي هاي معيشتي و طبقات بالا درصدد جستجوي مرکز اتکايي از بيگانگان بودند. در بين آنها عده ي مختصري از رجال و مبرزين که به آزادي و استقلال ايران دلباخته بودند منفرداً يا به اجتماع گاهگاهي صداي استقلال ميهن بلند کرده و هنوز به گوش اکثريت ايراني نرسيده مجبور به سکوت مي شدند. اقدامات اين دسته کوچک ولي با ايمان جهت ايجاد اتفاق و وحدت ملي با هزاران موانع داخلي و خارجي مواجه مي شد و در عين حال اميد استقلال خواهان قوي تر و هر آن منتظر فرصتي بودند تا بتوانند کشتي طوفان زده ايران را به ساحل نجات برسانند (21) » 

در واقع نهضت جنگل به رهبري ميرزا کوچک خان زاييده اين شرايط تاريخي بود. « بروز بحران هاي گوناگون و آثار و پي آمدهاي قرارداد 1907 م و تقسيم ايران به دو منطقه نفوذ، کشيده شدن ناخواسته کشور به جنگ جهاني اول، تلخ کامي هاي به جاي مانده از مشروطه خواهي، حضور نيروهاي روسيه تزاري در گيلان و ساير نقاط کشور، تعدي و تجاوز سربازان روسي به حقوق و نواميس مردم، دخالت هاي آشکار بريتانيا در امور داخلي کشور و آشفتگي وضع زندگي دوم، از جمله اين بحران ها و عواملي بودند که موجب پيدايش نهضت جنگل به رهبري ميرزا کوچک خان شدند (22) » 

بروز جنگ جهاني اول و پيامدهاي آن شرايط مناسب را براي جنبش آزاديخواهاني چون ميرزا کوچک خان به خوبي مهيا کرده بود. مؤلف کتاب قيام جنگل در اين مورد آورده است: « جنگ بين الملل و در هم ريختن دول مقتدر اروپا در عرصه ي جنگ براي ميهن پرستان طليعه ي اميدبخشي بود که مي خواستند از اغتشاش هاي بين المللي استفاده اي به نفع ايران کرده باشند و همين اميد موجب شد که کوچک خان نيز اغتنام فرصت کرده ضربت لازم را بر پيکر متجاوزين وارد کند (23)» 

ابراهيم فخرايي از همرزمان ميرزا کوچک خان و وزير فرهنگ کابينه ي جنگل نيز در مورد زمينه هاي آغاز نهضت و انگيزه جنگلي ها براي قيام آورده است: « فقر و بيکاري و مهمتر از همه فقدان امنيت و تجاوز قوي بر ضعيف که به جامعه ايراني عموماً و به جماعت گيلاني خصوصاً تحميل شده بود و وجود اغتشاش در جنوب کشور بر اثر دسائس بي انقطاع همسايه جنوبي و تعديات بي پرواي همسايه شمالي جنگلي ها را بر آن داشت که مانند سران مليون چنين بينديشند که چنانچه با امکانات موجود کسب قدرت کنند خواهند توانست نه تنها تعدي بيگانه را منکوب و هموطنانشان را از مواجهه با ناراحتي ها نجات بخشند بلکه در تاريخ کشور نيز نقش قهرمانانه اي بعهده بگيرند. چه آنها معتقد بودند بر هر مسلمان پاکدل ايراني فرض است که وظيفه اش را نسبت به کشور و هموطنانش ادا کند و به تناسب بهره منديش از اجتماع، خير و فايده اي به آنها برساند. بديهي است حصول اين منظور جز در سايه سعي و مجاهدت به دست آمدني نيست... (24) » 


شروع فعاليت نهضت جنگل :

با توجه به مجموعه زمينه ها و عواملي که بدان ها اشاره شد، ميرزا کوچک خان در همان ماه هاي نخستين جنگ جهاني اول در صدد عملي نمودن افکار خود براي مبارزه با بيگانگان برآمد و به اتفاق يکي از همفکران به نام ميرزا علي خان ديوسالار از تهران عازم تنکابن گرديد تا در « نورکجور » زمينه قيام بر ضد اجانب را فراهم کند، اما به عللي با همسفر خود دچار اختلاف شده و از انتخاب « تنکابن » به عنوان مرکز عمليات منصرف و در رجب سال 1333 هـ ق (1293 هـ ش / 1914 م) وارد لاهيجان شد. (25) 

ميرزا کوچک خان در لاهيجان دکتر حشمت الاطباء را که طبيب آن شهرستان بود و مرد با ايماني به نظر مي رسيد و اصلاحات مهمي در گيلان انجام داده و داراي تجربه هاي زيادي از مشروطه خواهي بود، با خود همراه نموده به اتفاق به طرف شهر رشت حرکت کردند. ورود ميرزا کوچک خان و دکتر حشمت به رشت، مخفيانه صورت گرفت و بدون اينکه کسي از ورودشان آگاه باشد، شبانه وارد منزل ميرزا احمد خان (مدير روزنامه پرورش) شدند. در مدت يک هفته ميرزا با دوستان وفادارش محرمانه ملاقات کرد و از آنها براي مراجعه علني به رشت ياري خواست، زيرا کنسول روسيه اجازه ورود و اقامت در اين شهر را به او نمي داد و دولت ايران هم کوچک ترين قدرتي براي صدور چنين اجازه اي نداشت ! بالاخره با پا در مياني برخي از متفذين شهر رشت کنسول روس « اف سينکو » راضي شد تا يک نفر تازه وارد بدون اينکه اجازه فعاليت سياسي داشته باشد وارد گيلان شود و او کسي جز ميرزا کوچک خان نبود. ميرزا شبانه از شهر رشت خارج شده، چند روز بعد با تشريفات از جاده عمومي وارد رشت شد و در حالي که چندين هزار نفر از مردم از او استقبال مي کردند، به خانه احمد خان مدني رفت. نخستين قدمي که ميرزا و يارانش برداشتند، تشکيل يک تشکيلات مخفي بود که به نام « اتحاد اسلام» خوانده شد. (26) 

لازم به ذکر است که ميرزا کوچک خان پيش از اين در تهران در تشکيلات « اتحاد اسلام » مشغول فعاليت بود و قبل از مراجعت به گيلان با چند تن از رجال طرفدار اتحاد اسلام در تهران مشورت و مذاکره نموده بود. اتحاد اسلامي انديشه اي بود که از سوي سيد جمال الدين اسد آبادي، عبدالرحمن کواکبي، شيخ محمد عبده و رشيد رضا به منظور همبستگي عموم مسلمانان و مبارزه با استعمار به وجود آمده بود (27) و به نوشته ابراهيم فخرايي « چند تن از روحانيون شهير و رجال سياست ايران همچون سيد حسن مدرس، سيد محمد رضا مساوات، سيد محمد کمره اي، سليمان محسن اسکندري، سيد يحيي نداماني و ميرزا طاهر تنکابني دنباله رو فکري آن جريان بودند (28) ». 

نتيجه مذاکرات اين بود که مقرر گرديد کانون ثابتي جهت مبارزه با مداخلات بيگانگان در امور داخلي کشور و اخراج نيروهاي آنها و مقابله با مظالم حکام بي لياقت و فساد تشکيلات دولتي ايجاد گردد. متعاقب آن بود که ميرزا کوچک خان پس از بازگشت به گيلان به کمک دکتر حشمت و برخي ديگر از يارانش مقدمات قيام را آماده نمود و بدين ترتيب شالوده نهضت جنگل پي ريزي گرديد (29)، و وقتي که نهضت جنگل پيشرفت کرد ميرزا نام تشکيلات خود را « هيئت اتحاد اسلام » گذاشت. (30) به نظر مي رسد عنوان « هيئت اتحاد اسلام » از آن جهت از سوي نهضت جنگل انتخاب گرديد که هدف غائي آن مانند اتحاد اسلامي که سيد جمال الدين اسدآبادي بنيان نهاد، مبارزه با استعمار در زير سايه همبستگي مسلمين بوده است. (31) 

در حال نيرويي که ميرزا کوچک خان گرد خود جمع کرده بود، قيام خود را از « جنگل تولم » آغاز کردند. ميرزا اسماعيل جنگلي در مورد علت اين امر مي نويسد: « پس از مطالعه و دقت مختصري در روحيه عمومي درک اين نکته که تمام گيلان از خوف قشون روس و روس پرست هاي مقيم گيلان قادر به شروع جنبش نيستند به اتفاق جمعي از همقدمان سابق و چند نفري از اهالي حساس چهارده قبضه تفنگ و مقداري فشنگ با طرز حيرت آوري تهيه کرده و در اول شوال 1333 هـ ق (1293 هـ ش / 1914 م) در جنگل تولم گيلان (سه فرسخي شمال غربي رشت) شروع به کار کرد(32)». 

پس از آغاز قيام ميرزا کوچک خان، از همان ابتدا گروه هايي از افراد متعهد و اهل درد جهت مبارزه با استبداد و استعمار و تحقق بخشيدن به اهداف جنبش به نهضت جنگل پيوستند. مؤلف کتاب سردار جنگل در اين مورد مي نويسد: «... مردم محنت ديده و اهل درد که مزه تسلط بيگانه و بي عدالتي ناشي از مداخلات آنان را چشيده، فراوان بودند که از همان روزهاي نخست به مجرد شنيدن نغمه آزادي، پروانه وار سر از پا نشناخته به جانب نهضت شتافتند به قسمي که در هر برهه اي از زمان کانون فروزاني در جنگل پديد آمد که پروانه هاي عاشق پيشه را گرداگرد اين مشعل به پرواز درآورد... هدف جنگلي ها در سنوات اوليه عبارت از مشتي الفاظ و عبارت شيوا، حاوي افکار و انديشه هاي اجتماعي و سياسي و اقتصادي نبود بلکه به تبعيت از شرايط عمومي روز به اين چند کلمه خلاصه مي شد: اخراج نيروهاي بيگانه ـ برقراري امنيت و رفع بي عدالتي ـ مبارزه با خودکامگي استبداد (33)». 

جنبش جنگل که بر پايه ي احساسات شديد آزاديخواهان و با عنوان « پان اسلاميزم » بنا شده بود، به تدريج و با انعقاد قرار داد منحوس 1919 م / 1298 هـ ش / 1338 هـ ق به صورت يک حرکت ميهن پرستانه شديد، بر ضد اين قراردادهاي استعماري قبلي نظير قرار 1907 م / 1286 هـ ش / 1325 هـ ق درآمد (34) و سرانجام اين قيام مردمي که در سال 1333 هـ ق / (1293 هـ ش / 1914 م) آغاز گرديده بود. پس از هفت سال مبارزه و با پشت سر گذاشتن فراز و نشيب هاي بسيار در دوم ربيع الثاني 1340 هـ ق (1300 هـ ش / 1921 م) با شهادت ميرزا کوچک خان به پايان رسيد. (35) 


پی نوشت ها :

1 ـ مدني ، سيد جلال الدين ، صص 153 و 152.

2 ـ جنگلي ، ميرزا اسماعيل ، ص 54. 

3 ـ دهخدا ، علي اکبر ، ص 18682.

4 ـ همان ، ص 55. 

5 ـ فخرايي ، ابراهيم ، صص 39 ـ 40. 

6 ـ همان، ص 57. 

7 ـ فخرايي ، ابراهيم ، ص 816. 

8 ـ بهار ، ملک الشعرا( محمد تقي ) ، صص 6 ـ 5. 

9 ـ فخرايي ، ابراهيم ، صص 751 ـ 749. 

10 ـ همان ، ص 12. 

11 ـ همان ، ص 59. 

12 ـ ر . ک : پيتر ، ص 352. 

13 ـ ايرانسکي ، س ، پاولويج ، م ، تريا ، صص 674 ـ 672. 

14 ـ همان ، ص 184. 

15 ـ ملک زاده ، مهدي ، صص 674 ـ 675. 

16 ـ ايرانسکي ، صص 94 و 86. 

17 ـ ملک الشعراي بهار ، همان ، صص 16 و 15. 

18 ـ شميم ، ص 553. 

19 ـ فخرايي، ابراهيم ص 2. 

20 ـ سايکس، صص 678 ـ 668. 

21 ـ همان، صص 61 ـ 60. 

22 ـ کشاورز، فتح الله، ص 21. 

23 ـ همان ص 615 همان، ص 817. 

24 ـ فخرايي، ص 49. 

25 ـ همان، ص 61. 

26 ـ ر. ک: گيلک، محمد علي، صص 16 و 15. 

27 ـ ر. ک: کشاورز، ص 24. 

28ـ فخرايي، صص 23 ـ 21. 

29 ـ همان، ص 24. 

30 ـ جنگلي، ص 17. 

31 ـ کشاورز، ص 24. 

32 ـ جنگلي، صص 62 ـ 61. 

33 ـ فخرايي، ابراهيم، ص 51. 

34 ـ ر. ک: جنگلي، همان، ص 7. 

35 ـ جنگلي، همان ص 221. 

 

منابع و مآخذ : 

ـ ايرانسکي، س، پاولويج. م تريا. و، سه مقاله درباره انقلاب مشروطه ايران، ترجمه ي م هوشيار، تهران، شرکت سهامي کتابهاي جيبي، چ سوم، 1371. 

ـ بهار، ملک الشعرا (محمد تقي)، تاريخ مختصر احزاب سياسي ايران، تهران، امير کبير، چ چهارم، 1371. 

ـ بيات، کاوه، ايران و جنگ جهاني اول، استاد وزارت داخله، تهران، سازمان اسناد ملي ايران، 1369. 

ـ پاينده محمود، دکتر حشمت جنگلي، تهران، شعله انيدشه، 1368. 

ـ پيتر، تاريخ معاصر ايران، 3 ج، ترجمه محمد رفيعي، مهرآبادي، تهران، عطايي، چ چهارم، 1377. 

ـ جنگلي، ميرزا اسماعيل، قيام جنگل، با مقدمه و کوشش اسماعيل رائين، تهران جاويدان. 

ـ دهخدا، علي اکبر، لغت نامه، زير نظر دکتر محمد معين و دکتر سيد جعفر شهيدي، تهران، دانشگاه تهران (مؤسسه لغت نامه دهخدا) چ دوم، از دوره جديد 1377. 

ـ رواساني، شاپور، نهضت ميرزا کوچک خان جنگلي اولين جمهوري شورايي در ايران، تهران، شمشماد، 1368. 

ـ سايکس، سرپرستي، تاريخ ايران، 2 ج، ترجمه سيد محمد تقي فخر داعي گيلاني، تهران، علمي بي تا. 

ـ سپهر، احمد علي (مورخ الدوله سپهر)، ايران در جنگ بزرگ، تهران، بي تا، 1366. 

ـ شميم، علي اصغر، ايران در دوره سلطنت قاجار، تهران، انتشارات علمي، چ سوم، 1371، ص 54. 

ـ فخرايي ابراهيم، سردار جنگل، تهران، جاويدان، چ دوم، 1354. 

ـ فخرايي، ابراهيم، گيلان در جنبش مشروطيت، تهران، انتشارات آموزش و پرورش انقلاب اسلامي، چ سوم. 

ـ کسروي، احمد، تاريخ هجده ساله آذربايجان، تهران، اميرکبير، چ سوم، 1340. 

ـ کشاورز، فتح الله، نهضت جنگل و اتحاد اسلام (اسناد محرمانه و گزارش ها) تهران، سازمان اسناد ملي ايران، 1371.

ـ گروگان، حميد، حماسه ميرزا کوچک، تهران، وزارت ارشاد اسلامي، 1364.

ـ گيلک، محمد علي، تاريخ انقلاب جنگل، رشت، 1371.

ـ مدني، سيد جلال الدين، تاريخ سياسي معاصر ايران، قم، دفتر انتشارات اسلامي، چ سوم، بي تا. 

ـ مستوفي، عبدالله، شرح زندگاني من يا تاريخ سياسي و اداري دوره قاجاريه، تهران، زوار، 1360. 

ـ مکي، حسين، مختصري از زندگاني سياسي سلطان احمد شاه قاجار، تهران، اميرکبير، چ دوم، 1357. 

ـ ملک زاده مهدي، تاريخ انقلاب مشروطيت ايران، 2 ج، تهران، علمي، چ سوم، 1371. 

 

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
بـــــسـم الله الــرحــمن ارحــــيـم، به وبسایت "میرزا کوچک" خوش آمدید. امیدوارم با کمک شما دوستان و ســروران گرامی قدمی هر چند کوچک در راه معرفی و زنده نگه داشــتن یـــاد و خـــاطــره بــزرگ مـــرد تــــاریخ گــیلان و ایـــران "مـــیرزا کــوچک خــان جـنگلی" برداریم. ان شاء الله

+ این سایت به هیچ نهاد، مرکز دولتی و غیر دولتی وابستگی ندارد و کاملا شخصی اداره می شود.


++ استفاده از مطالب این وبسایت با ذکر منبع (mirzakuchak.ir) بلامانع است.

اطلاعات کاربری
امکانات

Gil6ki Calendar


آمار سایت
  • کل مطالب : 75
  • کل نظرات : 96
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 1
  • آی پی امروز : 103
  • آی پی دیروز : 187
  • بازدید امروز : 439
  • باردید دیروز : 663
  • گوگل امروز : 94
  • گوگل دیروز : 156
  • بازدید هفته : 3,126
  • بازدید ماه : 14,886
  • بازدید سال : 334,876
  • بازدید کلی : 895,583
  • ویدئو امروز


    احترام به کپی رایت

    قابل توجه نویسندگان، مترجمان و مسئولین انتشاراتی که کتاب ها یا مقالات آن ها در این وبسایت قرار دارد


    در وبسایت میرزا کوچک جهت احترام به قوانین کپی‌رایت عمدتا تلاش می‌کنیم کتاب‌هایی را منتشر نماییم که از نخستین چاپ آن‌ها حداقل 10 سال گذشته باشد، با این حال نویسندگان یا مسئولین محترم انتشاراتی که کتاب انتشاراتشان را در این وبسایت مشاهده کرده‌اند و نظر مساعدی نسبت به قرار داشتن کتابشان در این وبسایت ندارند کافی است با ارسال پیغام در صفحه تماس با ما درخواست حذف کتاب را اعلام نمایند.

    لوگوی حمایتی
    میرزا کوچک جنگلی